دست دوست

وقتی تو یه موقعیت خیلی سخت و عجیب غریب ترسناک و دردناک قرار میگیری حس میکنی تو یه گودال عمیق گیر افتادی.تاریک.نمور.کثیف و چندش آور.

و انقدر غم داری و بی انگیزه ایی که حتی دلت نمیخواد به دیوارهای سست  مدور که احاطه ات کردن چنگ بندازیو امتحان کنی که ببینی میشه رفت به سمت نور یا نه؟تو اوج یاس وقتی دور حلقه نوری که از بیرون بالای سرت سوسو میزنه دستای آشنایی رو میبینی که همشون درازن که دستتو بگیرن و بیارنت بالا...یه حس خوبی ته دلتو گرم میکنه ولی درد رو شونت اونقدررررر سنگینه که دلگرمی بهت کمکی نمیکنه.

دستای مهربون میمونن!خسته نمیشن باهام اشک میریزن قلبشون باهام میتپه.هر کدوم به روش خودشون میخوان کمک کنن!یکی با روزی صد تا اس ام اس بهم نهیب میزنه.یکی تو سکوت من پشت گوشی داد میزنه و گریه میکنه.یکی حرفای تکراری منو صبورانه گوش میده و اشک میریزه.یکی در برابر همه بداخلاقیای من منو محکم بغل میگیره و اشک میریزه.یکی کتاب و دعا و کلاس معرفی میکنه.دستی با لباس و روسری و شال منو از عذا در میاره!دستی برام با گلای زرد کردستان معجون انرژی و ارامش میفرسته!دستی هزینه اقامت کیش رو بعهده میگیره!دستی برای پسرم مادری میکنه!دستی با زعفرون دعای صبر رو روی کاسه نقش میزنه و به خوردم میده!دستی ...

هزاران دلی که از همه جای این زمین خاکی برام ارزوی صبر کردن! دعا برای تحمل این داغ.از تهران.شمال.تبریز.رشت.مشهد.سبزوار.شیراز.اهواز و ...

چیزی که من میبینم الان یه عالمه دست مهربون و همراه و اشناس دستایی که تو رودربایستی همراهی و همدردیشون موندم.من شرمنده ی همه کارایی که برای بهتر شدنم کردن هستم.خجالت میکشم از رد کردن دستاشون.خجالت میکشم از بهتر نشدنم.این پست فقط تشکر از همراهی صمیمانه از همه قلبای عزیزی که به هر طریقی خواستن که بتونم این داغ رو تحمل کنم نیست!

اینو مینویسم که بگم تک تک کامنتها.پیامها.اشکها.همراهیها.کارهایی که برام انجام دادین دنیا دنیا برام ارزش داره و من تا ابد مدیون محبت این عزیزان هستم.

دوستتون دارم....

/ 12 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاس منتظر

سلام خواهرم مطمئن و امیدوار باش که روزی از این چاه نمور و تاریک خارج میشی البته تنها با الطاف خداوند متعال صبور باش و منتظر اگر اشک ارومت میکنه دریغ نکن اگر نماز ارومت میکنه دریغ نکن اگر فریاد ارومت میکنه از خودت دریغ نکن فقط فقط ناشکری نکن عزیز من ،صبور باش و سیع کن سنگ صبور خواهرت باشی سیع کن اینقدر مقاوم و مستحکم باشی که تکیه گاه قلب شکسته ی خواهرت باشی . روزهای سخت بالاخره سپری میشن و این داغ درون تبدیل به خاکستر میشه پریای عزیز پاک سفر کرد عزیز رفت و پیش خدا هم عزیزه اون به اصلش رسید اون سبقت گرفت و الان از بهترین نعمتهای خدایی بهرمند هست به این فک کن این تویی که عقب موندی تویی که غرق در گناهی البته (خدایی نکرده) به این فک کن تو ام یه روزی میری پیش پریا کوچولو و اون میشه میزبان تو به این فک کن اون از تو زرنگ تر و باهوش تر بوده و الان به مقصد رسیده و تو عقب موندی درپناه خدا باشی خواهرم [گل]

نغمه

بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش زیک گوهرند چوعضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار

الی

بی زحمت تو پستت از صدای منم بنویس[بغل]

مریم

[گل]

زهرا

سلام خوشحالم که خودتو پیدا کردی منتظر گذشت زمان باش عزیزم . خدا بندگان خوبشو رها نمیکنه . من یه فکر خوب واسه روز تولد فاطمه دارم به شوهرم گفتم اونم استقبال کرد . اگه خواستی تو هم واسه تولد پریای نازنین همین کارو انجام بده . دوست داشتی خبرشو بهت میدم انشالله

خانومی

سما [گل] پریا ... [گل][گل][گل] عکسشو توی سیستم خونه سیو کردم هروقت چشمم بهش میفته از زل زدن به چشاش فرار میکنم نمیدونم چرا حس میکنم خجالت میکشم بهش نگاه کنم شاید چون اون خیلی پاک و معصوم بود و من یه بنده ی خطاکار و سراپا گناه خیلی از پریا خجالت میکشم ...[گل]

مامان سارا

سمای نازنین از صمیم قلب امیدوارم این کامنتهای من تاثیر مثبتی روی تو بزاره حتی سر سوزنی من دستهای تو را از هزاران هزار کیلومتر دورتر، اون ور کره خاکی به گرمی میفشارم...

مصي

[گل]

هايده

[گل]

سارا مامان علیرضا

اشک تو چشام جمع شد سما جون چه نشون ای تز تین بهتر پریا دیده با اینهمه حف و دلداریدوستان خالش بازم ناراحته و اروم نمیشه خودش اومده بت بگه من یه فرشته بهشتیم خال جون مثل این پروان ازادد و سبک و رها جام خیلی خوبه