دعوت

پاییز رنگ رنگ هزار برگ بیا.زوتر بیا! من بی صبرانه منتظر راه رفتن روی خش خش برگاتم.منتظر هوای دلگیر عصر با بارون تند و طولانی.منتظر یدفه تیره شدن آسمون.منتظر شیشه های خیس بارون خورده.صدای تق تق ناودون و صدای قمیشی. منتظر دیدن دختر بچه های به زور مانتو و مقنعه پوشیده گریون تو راه مدرسه.منتظرشنیدن صدای زنگ مدرسه و فریاد بچه ها.منتظر هجوم خاطره ها با خنکی پاییز.منتظر عطر نویی کیف و مداد و دفتر و پاکن .منتظر انارم. انار دون دون قرمز تند تو ظرف بلور.

بیا پاییز نترس!بیشتر از این که نمیشکنم.بیا و یادم بندازدخترکم تو یه روز سرد پاییزی چشمای پاکشو به این دنیای ناپاک باز کرد!پاییز راستی یادته اون روز که برای دخترک از بازار پالتو خریدم برای تولدش؟یادته؟دیدی چقدر خوشحال شد؟چقدر ذوق کرد؟چقدر تو تنش قشنگ بود؟ماه شد وقتی بدون کندن مارکش تنش کرد!

یادته دایی براش یه ماهی کوچولوی آبی خریده بود تو یه تُنگ دل گنده؟یادته چقدر دوستش داشت؟یادته به من گفته بود حتما برای تولدش از اون کاغذ پرونا که برای تولد آریا خریده بودم بخرم؟

یادته وقتی داشت وسط میرقصید اومد دست منو گرفت که با هم برقصیم؟یادته؟

یادته گفت کیکم شکل پری دریایی باشه؟فشفشه هم میخواست؟ میخواستم بازم براش دفتر و مداد و مداد رنگی بخرم که بذاره تو کوله پشتیشو به همه بگه داره میره مدرسه و ازم بپرسه چی میخوام که موقع برگشتنه برام بخره؟

بیا پاییز.نترس.به لرزیدن و هری ریختن دل من با هر باد خنک کاری نداشته باش!تو بیا!مثل تابستون پررو باش!ببین چه راحت تو اوج هرزگی وقیحانه روز تولد پسرم دخترمو ازم گرفت!تو هم ازش یه ذره یاد بگیر!

پاییز یادته پارسال بهت گفتم یه کمی طاقت بیار و زرد نشو تا دخترک و پسرک رو ببرم دریا و جنگل رو ببینن!ممنون که صبر کردی!دیگه امسال نمیخوام صبر کنی!زرد و نارنجی رو زودتر بپاش به هر چی رنگ سبز نامرده!بذار همه برگای سبز که بی خیال شاهد رفتن دخترکم شدن خشک بشن و زیر پا خرد بشن.

پاییز آخ که چقدر منتظر اولین بارونتم!اگه بدونی!کوتاه نبار لطفا...من میخوام خیس خیس تا توان دارم راه برم و اشک بریزم!

بیا پاییز!نترس...

/ 27 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
soheila

samaye azizam az dargahe khodawand baraye hamatun arezuye sabro aramesh mikonam.ba yade arameshe abadiye fereshtatun wa yade khoda sai kon dobare zendegi ro be khunatun barganduni.zaman eltiambakhshe hameye dardhast harchad bazi az dardhaha hich eltiami nadaran wali adam betadrij yad migire bahashun zendgi kone... t [گل]

soheila

daryeye aram nakhodaye ghahreman nemisaze ba taghdime behtarin arezuhaye ghalbi baraye hamatun[گل][گل][گل]

زهرا

از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد خدا گفت نه! رها کردن کار توست ، تو باید از آنها دست بکشی. از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد خدا گفت : نه! شکیبایی بخشیدنی نیست، به دست آوردنی است. از خدا خواستم تا خوشی و سعادتم بخشد. خدا گفت: نه! من به تو نعمت و برکت دادم. حال با توست که سعادت را به چنگ آوری. از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد خدا گفت: نه! رنج و سختی، تو را از دنیا دورتر و دورتر، و به من نزدیک تر و نزدیک تر می‌کند. از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشد خدا گفت: نه! بایسته آن است که تو خود سر برآوری و ببالی، اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمندتر و پرثمرتر شوی. من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفریند، از خدا خواستم و باز گفت: نه! من به تو زندگی خواهم داد تا تو خود از هر چیزی لذتی به کف آری. از خدا خواستم یاری ام دهد تا دیگران را دوست بدارم، همان گونه که آنها مرا دوست دارند و خدا گفت: آه، سرانجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم --------------------------------------------------------------------------------

محمودرضا کیانی

پاییز با بهار فرقی نمی‌کند حالا تو هی ببار! [گل]

زهرا

سلام سما جون امیدوارم بزودی خداوند آرامش قلبی رو نصیبت کنه خدارو شکر که کامنتامو دوست داشتی. فقط برای این مینویسم که بدونی تو تنها نیستی و خیلی از خانواده ها شرایط شما رو دارن توصیه میکنم کتاب آرامبخش دل داغدیدگان رو تو نت سرچ کن وبخون کمی آرومت میکنه نویسندش عالم بزرگیه که چند فرزندش رو در کودکی از دست داده.من مشهدیم وخواننده خاموش قسمت ازدست دادن فرزند در نی نی سایت.من خواب دخترمو زیاد میبینم وصبح که بیدار میشم یه حس خوبی دارم بعضی وقتا وضو میگیرم وبه همین نیت میخوابم.دوست عزیز دوستت دارم وبرات آرامش وسلامتی رو از خداوند خواهانم

پرنده

تو داری با خودت چکار می کنی الهی بمیرم برات

مینا احسانی

[گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه] چه مرثیه زیبایی به زیبایی پریا چه آهنگ محزونی[گریه] خدا بهتون صبر بده

سولماز مامان کارن

صفا بسیاااااااااار زیبا نوشتی غصه های دلت رو !!! افسوس که غم بزرگی در دل داری زخم دلت بهتر میشود، ولی هرگز خوب نمیشود باید مدارا کنی

مینا احسانی

سما جان اگر دروغ نگم من یکی دوماهی هست که مهمون هر روز یا حداقل یکی دور یک بار این وبلاگم و پا به پات اشک ریختم و غصه خوردم اما یه ضعف دارم اونم اینه که وقتی خیلی غصه دارم لال میشم لال لال[ناراحت] هنوزم زبانم و دلم گرفته ست