Daisypath Anniversary tickers Lilypie First Birthday tickers سانتی متری از زندگی سما


سانتی متری از زندگی سما

تغییر
نویسنده : سما - ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۸/۱٤
 

کارم رو عوض کردم 

اریا پیش دبستانی میره

خیلی چیزا، بعضی به خوبی بعضی به بدی تغییر کرده

تقریبا هرشب خواب مامانم رو میبینم و هنوز دلم به نصیحتاش به دلگرمیاش گرمه

هر جا کم میارم فکر میکنم پیش خودم که اگر مامان بود الان بهم چی میگفت مثل همیشه اروم محکم و منطقی کمک میکرد.الانم سعی میکنم خاطره هامو تصور کنم و راهنمایی ها رو از دلش بکشم بیرون.

دلم میخواد 94 زودتر تموم بشه.خیلیا بهم قول دادن که سال 95 اتفاقات خوبی برامون خواهد افتاد

 

دارم سعی میکنم طاقت بیارم به سختی البتهناراحت


 
comment نظرات ()

 
حامی
نویسنده : سما - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٤
 

مامان خوشگلم با رفتنت یک نفر از زندگیم کم نشد!!!

انگار همه آدمهای زندگیمو از دست دادم.

خیلی تنهام

خیلی بیکس شدم

حس خیلی خیلی بدی دارم. 


 
comment نظرات ()

 
زندگی
نویسنده : سما - ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱٦
 

خبر کوتاه بود و تلخ (مهربانترین قلب دنیا دیگر نمیتپد)

مامان خوشگلم طی عمل تعویض دریچه ائورت در انتهای عمل به دلیل ایست قلبی 25 اسفند فوت شد.اینکه چه روزای زهر الود و کشنده ایی رو گذروندیم توان نوشتنش نیست.اینکه فکر کنم! تصور کنم! مامان و پریا الان پیش هم هستن و پریا از تنهایی دراومد برای ذهنم احمقانه و خوشاینده.ولی اعتراف میکنم گاهی بین تمام دلتنگیها وسط خلوتها کنار همه نبودنهای مامان خوشگلم ته ذهنم میگم شایدم پیش هم باشن شایدم دنیای دیگه ایی باشه شایدم حرکت روح باشه.

آرومم خیلی آروم

مامان خوشگلم رو بوسیدم و باهاش خدافظی کردم

به پریا سپردمش

اگر رفتن پریا جنون مطلق بود رفتن مامانم غم بی نهایته

سیر طبیعی زندگی. روال مسخره و چندش اوری داره و ناگزیره من این روند رو تماشا میکنم در نهایت تسلیم.

مراقب آریا هستم فک کنم بزرگترین حامی و پشت و پناهشو از دست داده.


 
comment نظرات ()

 
کاش
نویسنده : سما - ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢۸
 

کاااااش دنیا بهم یه دختر بده...


 
comment نظرات ()

 
ادامه
نویسنده : سما - ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱
 

مینویسم...


 
comment نظرات ()

 
تولد
نویسنده : سما - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٤
 

پسرم عزیزم تولدت مبارککککککککککککک

 

بزرگترین آرزوم شاد بودن و در آرامش بودن توست.


 
comment نظرات ()

 
24
نویسنده : سما - ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢٩
 

چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم ناشکیباست
چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
***
خیالت گرچه عمری یار من بود
امیدت گرچه در پندار من بود
بیا امشب شرابی دیگرم ده
زمینای حقیقت ساغرم ده
چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
***
چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم ناشکیباست
چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
***
دل دیوانه را دیوانه تر کن
مرا از هر دو عالم بی خبر کن
***
بیا امشب شرابی دیگرم ده
زمینای حقیقت ساغرم ده
چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم

 

دختر خوشگلم دلم برای یه لحظه بغل گرفتنت پر میزنه.دوسال گذشت و هر روزش جات خالی تر به نظر رسید عزیزترینم.خاله عاشقته عروسکم.


 
comment نظرات ()

 
بهار نو
نویسنده : سما - ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢۸
 

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید


 
comment نظرات ()